assyrian persian poet

logo

ܪܘܒܪܬ ܕܘܚܕ

Assyrian Persian Poet Robert David
Contact me:
Turlock, CA
United States

Assyrian poems

poem1

poem2

دکتر فريدون بت اوراهيم ( آتورايا ) شاعر عزيز آشوري متولد 1891 در شهر اروميه - ايران . او از هنگام کودکي در دوره ابتدائي مدرسه شروع به نوشتن اشعار خود کرد البته به صورت کاملا حرفه اي در سال 1915 دوره دبيرستان را سپري کرد و توانست و در شهر اروميه او را به نام ستاره اروميه ناميدند و بعد آن به خدمت سربازي رفت و در بيمارستان خوي مشغول خدمت شد ... و اما شرح حال اين مرد را بخوانيد تا ببينيد چرا در سال 1926 در روسيه به شهادت رسيد و علت چه بود و به محض اتمام برخيزيد و يک دقيقه براي استاد ارجمند فريدون آتورايا سکوت کنيد . نامت پاينده و روحت شاد اي دلير آشوري

در لحظات سرنوشت ساز تاریخ یک ملت , همواره شورمستانی بوده اند که فعالیتهایی جهت پیشرفت گسترش ملی انجام داده اند. چنین بازده ای می تواند نتیجه ای مثبت یا منفی داشته باشد. در حقیقت , در چنین شرایطی , فوران افکار ناسیونالیستی جسورانه و گاه افکاری مریض گونه یا افکاری متعادل نتیجه ای متوالی و نسبی داشته است.
دکتر روبرت بت قلیطا در تحلیل حرکات ناسیونالیستی آشوریها خاطر نشان می سازد که متخصصین و آگاهان در اولین مرحله خود ( 1914-1892) محتملا حاکمیتی را داشته اند. به نظر ما در مرحله دوم (1933-1915) افکار ملی با احتیاط و جسارت تواما, برگرفته از طرف طایفه ملک ها و رهبران دینی بوده است.
بطور کلی در چنین ایامی و سالها, ستاره درخشانی در آسمان درخشید که نامش دکتر فریدون آتورایا بود و میرفت تا رهبری ملت را بدست گیرد. شخصیت رمز گونه او حتی بر طرفدارانش بسته بود و قابل ارزیابی نبود, طرفدارانی که او را به سوی مرگ نا بهنگام فرستادند
 
تاسف بار است که بایگانی مدارک " اتحادیه جهانی آشوریها " و " حزب سوسیالیستهای آشوری " و همچنین مدارک شخصی دکتر آتورایا , جملگی ار بین رفته اند. ما قادر به ارزیابی توانایی های او و اندازه کمک هایش به حرکات ملی آشوری و حتی کمک های کار تخصصی اش همچون یک پزشک در راه ملتش آشور و رهبر ملی بودنش نیستیم.
فریدون بت اوراهیم ( آتورایا) در سال 1891 میلادی در اورمیه بدنیا آمد. در جایی که میسیون مذهب ارتدکس رایج بود و زندگی او را تغییر داد. خانواده به روسیه رفتند و آتورایا در تفلیس مدرسه خود را با نمرات درخشان به اتمام رسانید. سپس به مرکز روسیه رفت و وارد دانشکده پزشکی " خارکوف" شد. در آنچه شعر معروفش را نوشت و به شهرت بسیار رسید. او عضو بسیار فعال یک جنبش سیاسی بود. مقالاتش را در مجله " کوخوه " در اورمیه منتشر نمود. در سال 1915 با نمرات عالی فارغ التحصیل رشته پزشکی شد. آتورایا بدون هیچ تردیدی داوطلب خدمت در ارتش قفقاز شد و بسان یک پزشک در بیمارستان ارتش در خوی در ایران خدمتش را شروع کرد. سپس همکاری خود را با معاونت کنسولگری روسیه شروع نمود و جهت ایجاد یک کمیته مخصوص پناهندگان اقدام کرد. هزاران آشوری فراری از کشتار نژادی و گرسنه به صلیب سرخ این کمیته پناه آوردند . در فوریه 1917 , روسیه متوجه یک حرکت انقلابی دمکراتیک از طبقه بورژوا گشت. بسیاری از آگاهان آشوری این حرکت را مورد استقبال قرار دادند و در این زمان دکتر آتورایا - رابی بنیامین ارسنوس و دکتر به به بت فرهاد جهت تاسیس یک حزب سیاسی ملی با هم همکاری کردند و نام آنرا " حزب سیاسی آشوری " نهادند.
پژوهشگر و تاریخ شناس معروف , سیاست مدار پر آوازه آشوری , آقای سرگیسف , در بایگانی های خارجی در روسیه اوراق " بیانیه اورمیه جهت آشور آزاد " را یافت. این نسخه 20 جمله را شامل می شد. دکتر آتورایا آنرا به زبان آشوری در اوایل سال 1917 تکمیل کرد.در اولین جمله آن, وی با ترغیب بسیار مبارزات و امید به یک اتحاد جهت یک دمکراسی جدید را تنظیم نمود. این جمله چنین بود: " هدف آشوریهای آزاد اینست که در آینده حکومت خودگردانی ملی را در ناحیه ای چون اورمیه-نصیبین-جزیره و غیره را با اتحاد و همکاری روسیه کبیر در زمینه اقتصاد و توافق های نیروهای نظامی ایجاد نمایند".او همچنین اضافه کرد: لازم است روحانیون آشوری گام مثبتی برداشته و در راه انقلاب نوین روسیه بیشتر فکر کنند.
این سخنان خشم پاتریارک مار شمعون بنیامین را برانگیخت.زیرا بیانیه در خواست جدایی کلیسا از فعالیت ملی را خواستار بود.بنابر این در سال 1917 پاتریارک نامه ای به معاونت کنسولگری روس نوشته و اعلام کرد : " عده ای از آشوریها در تفلیس جهت احقاق حقوق خود گردانی در تلاش هستند و این تاثیری منفی بر روسیه خواهد داشت. با این نامه درخواست عملکرد علیه این گروه هرج و مرج طلب را دارم و می خواهم تا مسئولیت نام ملت به من داده شود تا فعالیت آنرا به عهده گیرم . در آخر خاطر نشان می کنم که من و ملت من در خواست هیچ حرکتی مبنی بر درخواست خود گردانی را نداریم ".
در حقیقت دکتر آتورایا مخالف اعلامیه های ملی صادر شده از مذاهب مخرب , تحت عنوان میسیونر ها در ایران بود زیرا اعتقاد داشت که این میسیونر ها در ایران تنها بخاطر منافع خود گام برداشته بودند.
این روشی بود که توسط همه میسیونهای مذهبی انجام میشد. از ماه اگوست تا سپتامبر 1917 , مقاله شورای مذهبیون, منتشر شده , باعث بحث و جدل شدیدی بین دکتر آتورایا و اسقف " پی من " , سر اسقف ارتدکس روس در اورمیه گردید. دکتر آتورایا با لحنی بسیار تند و منفی در مورد افکار اضمحلال گر مذهبیون میسیونری آشوریها صحبت کرد. در قبال عکس العمل بیانیه , دکتر آتورایا به اسقف پی من گفت : تنها ایمان ارتدکس خود را حفظ نمایید .و سخنان شدید الحن تری نیز بکار برده و اضافه نمود:خشم بیهوده است! می توانم به شما پیشنهاد ی دهم! میسیونر ها باید نسبت به آینده خود و نقش خود بیشتر فکر کنند. فعالیتهای شما نه در خود مردم شما نه در بین آشوریها ی دموکراتیک خواهان ندارد! شما تنها ملت را به سوی بدبختی و اضمحلال می کشانید. شما تنها نفرت را در قلبهای مردم نمایان ساخته اید!
با عقب نشینی روسیه از جنگ در سال 1918 و ترور مار شمعون بنیامین , موقعیت بسیار سختی برای آشوریها ایجاد شد.مهاجرت عمومی- مصیبتهای کلی و غیبت رهبر , نیروی ارتش و سیاست ملی را در هم شکست.
اکثریت اعضا اتحادیه ملی آشوریها در تفلیس گرد هم آمدند . از این زمان دکتر آتورایا مسئولیت اتحادیه را به عهده گرفت . با نتیجه مشکلات پیچیده بی پایان بر آن شد تا انتخابات مجدد در اتحادیه صورت پذیرد. سپس برخی رهبران هواخواه انگلیس و فرانسه بر دکتر آتورایا خورده گرفتند. قبل از آنکه کمونیزم به قفقاز برسد دکتر آتورایا دستگیر شد.
قبل از دستگیر آتورایا, زمانی که اتحاد جماهیر شوروی قدرت خود را بر ایران متاثر ساخت دکتر آتورایا در این امید بود که بتواند آشوریها را به اورمیه و سلماس باز گرداند.به همین منظور سفری داشت به منظور دیدار وزیر امور خارجه روسیه بنام " چی چرین" تا اقدامات لازم صورت پذیرد, اما این دیدار نتیجه مثبتی به همراه نداشت.
در طول سالها تا زمان دستگیری دکتر آتورایا در سال 1926 او به کار خود همچون یک پزشک ماهر و دیگر فعالیتهای تخصصی اش با اشتیاق در تفلیس ادامه داد.
وی در سال 1926 به جرم جاسوس انگلیس دستگیر شد. آخرین نامه او در تاریخ 30 آگوست 1926 تحت عنوان " مورد جاسوسی من , تنظیم شده توسط دشمنان شخصی ام" نوشته شد که به دادگاه عالی روسیه فرستاده شد. در گوشه از آن نوشته بود: این نامه جهت یک نمونه از دروغ پردازان, خشونت گرایان و یاغیان حفظ گردد.
این صفحه شجاعت و استقامت دکتر فریدون آتورایا را نشان می داد. شاید هر کس به طریقی شنیده باشد که چگونه مارکسیزم شوروی انگ جاسوسی را در آن ایام به چنین افرادی می زد و آنان را دشمن ملت می خواندند.
با مجرم شناختن دکتر فریدون آتورایا و تبرئه نمودن دشمنانش به وضوح در ایستادگی و مقاومتش سخنان طعنه آمیز وی را در خصوص یک انقلاب رمانتیک ! و مسیحیت فروتن ! شنیده می شد.
تاریخ بشریت پر از موانع می باشد. در همان زمان نیز چنین بود. یک مسئله محرز است. ضعف هواخواهان انگلیس , میسیون ها ی مربوط به سورمه خانم, و هواخواهان فرانسه وابسته به ملک قمبر, در پاریس , در یک کنفرانس صلح به نام ملت آشور , تنها توانست درخواستهای مبنی بر آزادی و خود گردانی آشور را از ادامه کار باز گرداند و به بن بست رسد. بسیار تاسف بار بود زمانی که دیده شد چگونه میهن پرستان و ناسیونالیستها ی ملی مان با عجله به بلشویکها پیوستند و اصول و مرام آنان را پذیرفتند.


زندگی نامه شخصی دکتر فریدون آتورایا:
فریدون بت اوراهیم در سال1892 میلادی در روستای چاریاش از توابع اورمیه بدنیا آمد. پدرش , یعقوب بت اوراهیم در سال 1940 و مادرش , انصاف در سال 1934 میلادی در گذشتند.
خانواده بت اوراهیم در سال 1902 میلادی به تفلیس در گرجستان روسیه مهاجرت کردند. فریدون , تحصیلات اولیه خود را با نمراتی درخشان به اتمام رسانید و سپس وارد دانشگاه " خارکف " شد. در سال 1915 , فارغ التحصیل رشته پزشکی شد. او همچنین وارد آکادمی ارتش دانشگاه لنینگراد شد. از دوران طفولیت عشق به ملت آشوری اش در او بنیان نهاده شد و با گذران عمرش این عشق فزونی یافت.
به همراه تنی چند از آشوریهای آن زمان , فریدون خود را فردی خود ساخته و مسلط بر امور ملتش یافت. او با نام " فریدون آتورایا " شهرت یافت. نام " آتورایا " دلالت بر عشق والا, احترام و افتخارش بود به آشوری بودنش. وی در زمان فارغ التحصیل شدنش توانست به عنوان پزشک ارتش روسیه منصوب گردد. سپس سرپرست بیمارستان ارتش در گرجستان روسیه در زمان جنگ جهانی اول شد. بعد از آن مقام ارشد اداره پزشکی را در شمال و جنوب راه آهن قفقاز را بدست آورد. در آن زمان راه آهن روسیه به شدت در گیر انتقال دادن نیروهای ارتش به خط مقدم جبهه بود. در سال 1917 , دکتر آتورایا مقام ارشد امور دارایی روسیه را کسب نمود.
سپس از سوی نیروهای روسیه در ایران که در شهر خوی به سر می بردند و دکتر آتورایا که در بیمارستان 492 ارتش خدمت می کرد , به عنوان افسر سیاسی منتخب شد.
در آن موقع بود که وی با غیرت و تعصب فراوان , جهت ایجاد یک سرزمین ملی برای مردم آشوری شروع به فعالیت نمود. مقامات ارشد روسی , او را مورد توجه خاص خود قرار داده بودند.
دکتر آتورایا در شهر تفلیس اتحادیه آشوری را تاسیس کرد و هم زمان در اورمیه کمیته بین المللی آشوری را بنا کرد و 250 تن از مردان جوان آشوری را به روسیه فرستاد تا تحت تعلیمات خاص نیروی ارتش قرار گیرند و از دولت روسیه جهت اعزام نیروهای کمکی برای رستگاری و نجات سرزمین بت ناهرین در خواست کمک کرد. در همان زمان با معاونت کنسولگری " کرسانف " , جهت سازماندهی یک کمیته خاص پناهندگان همکاری نمود. در این زمان بود که هزاران آشوری فراری از قتل عام نژادی و گرسنه, توسط صلیب سرخ این کمیته سازماندهی شده یاری شدند.
در سال 1917 , نیروی روسیه در ایران در حال تعلیم 2000 مرد آشوری بودند تا هسته اولیه نیروی ارتش آشوری را تشکیل دهند. آنان تحت سرپرستی مستقیم پاتریارک مار شمعون بنیامین بودند که به عنوان رهبر دینی و ملی آشوریها شناخته شده بود.
دکتر فریدون , همچنین , با وجود فعالیتهای پزشکی و سیاسی اش , نویسنده و شاعری چیره دست بود. در میان نوشته هایش , اشعاری از او را میشناسیم همچون:
بالباته قه مه یه balbati ghamayi
دینتد کیتوه dianted kitvi
قله د قارنا ghalad gharna
شری آل ته تد نهروته د اورمیsheri al tede nahravated urmi
سلوتاد ملت slutad melat
وشعری بسیار معروف و عزیز به نام " یا نشرد تخومه " YA NESHRED TKHUME که توسط خوانندگان بسیاری چون گبرییل صیاد و آشور بیت سرگیس خوانده شده است

دکتر فریدون با خانم سونیا ازدواج کرد و ثمره ازدواج آنان دو فرزند بود, پسری به نام سرگن که در سال 1923 بدنیا آمد و دختری به نام نلی که در سال 1926 متولد شد. زمانی که همسرش سونیا , نلی را بار دار بود , مقارن بود با دستگیری دکتر آتورایا توسط سران روس , در سال 1926- 12 جولای. فریدون آتورایا هرگز نتوانست دختر خود را ببیند..


وی همچنین کتابخانه ای آشوری را در روسیه و تفلیس دایر نمود و مجله ای آشوری به نام " نقوشه " را منتشر کرد که در جهت بیداری ارق آتشین ملی در ملتمان آشور و پیشبرد هدفش برای بنای سرزمین مادری کار می کرد. بسیاری از مقالات او در مجله " کوخوه " در اورمیه منتشر میشد.
در فوریه 1917 , روسیه متوجه انقلاب دمکراتیک طبقه بورژوا شد. بسیاری از آشوریهای آگاه از این انقلاب پشتیبانی کردند. در این زمان دکتر آتورایا - رابی بنیامین ارسنوس و دکتر به به بت فرهاد , با همکاری همدیگر جهت تاسیس اولین حزب سیاسی ملی گرد هم آمدند و حزبی به نام " حزب سوسیالیستهای آشوری " را تاسیس نمودند.
جرم فریدون آتورایا این بود: " یک ناسیونالیست افراطی آشوری که انگیزه ملی آشوری را جهت بازگشت به سرزمین مادری , بت ناهرین را برانگیخته و یک آشور آزاد را تاسیس می کرد ".
گفته می شود دکتر آتورایا در دوران اسارتش در زندان گرجستان مسموم گشت ولی نیروهای دولتی روس منکر دخالتهای خود در مرگ وی شدند و اظهار داشتند که او در زندان خود را حلق آویز کرده است. برخی نیز گفتند که به دلیل جرم جاسوسی به انگلیس به مجازات رسید.
آخرین نامه دکتر آتورایا در 30 آگوست 1926 نوشته شد. نامه اش تحت عنوان " عنوان جاسوسی من , طراحی شده توسط دشمنان شخصی ام " بود که به دادگاه عالی روسیه فرستاده بود. در تمامی 24 خط این نامه , اشتیاق و شجاعت فریدون آتورایا دیده می شد.
سال دقیق مرگ دکتر فریدون آتورایا مشخص نیست. تاریخ شفاهی گفته شده توسط خانواده وی نشان می دهد که او به سیبری منتقل شده بود.
دکتر فریدون آتورایا همچون شهید ناسیونالیست , شاعر گرانقدر و نویسنده ای توانا در یاد و خاطره آشوریها باقی مانده است.

 

Copyright this business. All rights reserved.

Web Hosting by Yahoo!

روبرت دیوید

 

robertdavood.com

Assyrian Persian Poet Robert David
Contact me:
Turlock, CA
United States